تنهایی های من
حرف های تنهایی خودم
سلام. خوبین ؟ چک با هزار بدبختی و با قرض گرفتن 5 میلیون از دیگران پاس شد. الان خیالم راحته تا حدودی، این مدت خیلی تحت فشار بودیم هر دوتامون. 5 شنبه جای همه خالی برای اولین بار از صبح رفتیم پیک نیک یهویی تا عصری، با اینکه بدون آمادگی رفتیم و چیزی نبرده بودیم ولی خیلی چسبید. برای این هفته هم برنامه داریم باز. اینم پست اردیبهشت. شاید تا چند وقت دیگه از این وبلاگ برم و یه وبلاگ دیگه بسازم، خیلی از دوستام دیگه بهم سرنمی زنن، بدون اینکه هیچ توضیحی بهم بدن، به اونایی که باید آدرس جدیدو می دم، البته اگه رفتم دیگه. فعلا. می دونم خیلی دیر دارم آپ می کنم. شرمنده. این اولین پستی هستش که دارم توی سال جدید می زارم. سال نو رو خوب شروع کردیم. از روز 5 هم که رفتیم سرکار جفتمون. ما ساعت 1 تعطیل می شدیم و عشقم ساعت 12. هر روز ناهار با هم بودیم. یک هفته کامل با هم بودیم ناهار. دو تا فیلم هم رفتیم دیدیم. انتهای خیابان هشتم که خیلی تلخ بود و گشت ارشاد که فوق العاده بود. انقدر خندیدیم که حد نداشت. دیروز هم رفتیم تاتر. تاتری که عشقم زحمت کشیده بود و یک ماه و نیم پیش فقط به خاطر من خریده بود. تاتر آمدیم نبودید رفتیم که فوق العاده بود به تمام معنای کلمه. یه تاتر موزیکال، سه بعدی با کلی جلوه های ویژه. خیلی باحال بود. بهترین تاتری که تا حالا دیدم. امروز هم جای همه خالی رفتیم امامزاده داود و یکی از روستاهای اطراف کرج که فوق العاده بود. خیلی خوش گذشت. خیلی زیاد. واقعا عالی بود. الهی بمیرم عشقم پا درد گرفته بود. رفته بودیم یه جایی مثل جاده چالوس. عکسهاشو می گذارم ادامه مطلب. راستی خبر خیلی مهم اینه که ما خونه خریدیم. بیاین ادامه مطلب. اوضاع مالی مون خیلی خوب پیش رفت. یه وام 20 میلیونی بود که جور شد خدا رو شکر و به لطف خدا و زحمت ها و پس اندازهایی که عشقم این مدت انجام داد، همه پولها رو داد دست من و جمع کردیم و ناباورانه ما تونستیم کلی هم پس انداز کنیم و الان می تونم بگم با خیال راحت اندازه رهن کامل یه خونه نوساز 80 متری سمت خودمون (جنت آباد) پول داریم. ولی خب اوضاع روحی خودمون خیلی بهم ریخته بود و بی تعارف بگم کلی تنش داشتیم. بسیار زیاد. جوری که هر روزش دعوا بود، البته الان دیگه همه چی ختم به خیر شده و بسیار خوشیم. جاتون خالی هم چهارشنبه که سالگرد آشنایی مون بود رفتیم کنسرت گروه 7th و خیلی خیلی خیلی زیاد خوش گذشت و من کلی انرژی خالی کردم. دعا کنین اوضاع ما هم بعد از عید سر و سامون بگیره. ادامه مطلب هم عکس دارم. دوستای خوبم سلام. عزیزای مهربون که انقدر نگران من شدین. بخدا منم دلم نمی خواست انقدر دیر بیام برای آپ کردن ولی خیلی سرم شلوغ بود، مدیر مزخرفمون دستور داده بود همه باید بمونن سرکار تا ساعت 7 وگرنه اضافه کاری و پاداش و از این حرفا نداریم. حتی کار هم ندارن باید بمونن. به خاطر همین خیلی خسته بودم و اصلا نمی تونستم بیام پای نت. اگه فکر کردین نبودم و عروسی شده و از این خبرا باید بگم دلتون رو الکی صابون نزنین که خبری نیست حالا حالاها. همچنان مثل گذشته هست. اتفاق خاصی هم نیفتاده، باشگاه می رم هنوز، سینما می ریم 5 شنبه ها. خلاصه هستیم دیگه. والا هر چی دارم فکر می کنم که یه مطلب خاصی، یه اتفاق خاصی پیدا کنم و بنویسم هیچی پیدا نمی کنم، البته اینو بگم فقط که ماه پیش توی جشنواره یه فیلمی رفتم که خیلی باهاش حال کردم. خوابم میاد. همون فیلمی که اکبر عبدی توش نقش یه پیرزن رو بازی کرده، خیلی باحاله، البته در ورای طنزش یه جور تلخی هم وجود داره و من کلا یکم حالم گرفته شد بعد از دیدنش. این مدت هم که به همتون سر زدم. نظر گذاشتم. اگه هم باز مطلب خاصی به ذهنم رسید میام و پی نوشت می زارم حتما. ببخشین که انقدر دیر آپ کردم و خیلی هاتون نگران شدین. همتون رو هوارتا دوست دارم. خیلی زیاد. همیشه خوش باشین. پی نوشت : هی میاین می گین کوشی کوشی؟! حالا که پست گذاشتم چرا نمیاین نظر بزارین. تنبل ها امروز که جمعه هستش همه تون خونه این. سلام دوستای خوبم. دوستتون دارم. شرمنده انقدر دیر آپ کردم. بخدا ناجور درگیر پروپزال هستم. امروز تولد عشقم بود. همه چی خیلی خوب بود. با هم رفتیم کافی شاپ و من کادوی تولدش رو هم دادم. البته چون یکم گرون خریده بودم گفتم که هم هدیه تولدشه هم هدیه سالگرد آشنایی مون که ماه دیگه 24 اسفند هستش. بیاین هدایا رو ببینین. پی نوشت : عکس گذاشته بودم نمی دونم چی شده ناپدید شده بودن.
خب. راستش باید بگم من از روزی که خونه خریدیم و اون چک 10 میلیونی رو کشیدم مریض بودم تا زمان پاس شدنش. نمی دونم چرا اینطوری شده بودم. یک هفته که همش سرگیجه و سردرد داشتم، هفته بعدش هم سرما خوردم، دو هفته بعدش هم مدام سرفه و سینوزیت داشتم.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
| Design By : Pars Skin |

